به نام عشق که آخرش تنهاییه
دمش گرم...باران را می گویم...
به شانه ام زد وگفت: خسته شدی....
امروز را تو استراحت کن من به جایت می بارم....
نظرات شما عزیزان:
نوشته شده در پنج شنبه 29 فروردين 1392برچسب:, ساعت
20:2 توسط نهال| نظر بدهيد |
Power By:
LoxBlog.Com |