به نام عشق که آخرش تنهاییه
بعضی وقت ها هست که دوست داری کنارت باشه...محکم بغلت کنه..
بزاره اشک بریزی تا آروم بشی...
بعد آروم تو گوشت بگه:
من که باهاتم دیوونه...
این روزها اگه کسی حتی با اشک بهت گفت عاشقتم...حتما ازش بپرس تاچند ساعت؟؟؟
نامرد را برعکس کنی درمان می شود....
پس می گذارم در خیالم همان نامرد بمانی....
کسی چه می فهمد این نامرد همان درمان من است....
همیشه در ریاضیات ضعیف بودم........نمیدونم چطوری من+تو شد فقط من
چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی...
یکی که بهش اعتماد داری...بهت اعتماد داره.....
از دلتنگی هاش برات میگه...از دلتنگی هات براش میگی....
آروم میشه....آروم میشی....
حسی که هیچوقت به تنفر تبدیل نمیشه...
این حس مثل قطره های بارون پاکه...
لـیـ ـاقـتـ ـ مـیـפֿــواهـב بـوבטּ בر شـعـ ـرهـاے בפֿـتـ ـرے کـه
نبـوבنـتـ ـ را اشـکـ ـ مـےریـزב. تـعـجـبـ ـ نـکـטּ !!
בر بـے لـیــاقـتـے تـو شـکـے نـیـسـتـ ـ
ایـنـجـ ـا בلـیـل بـوבنـتـ ـ مـیـ ـاטּ بـغـضـ ـهـ ـایـمـ ـ
خـریـتـ ـ פֿـوבمـ ـ اسـتـ ـ نـه لـیــاقـتـ ـ تـ ـو!!
حرفهایم ...دلخوری هایم... دلتنگی هایم...
و تمام اشکهای من بماند برای بعد
تنها به من بگو
با او چگونه میگذرد که با من نمی گذشت؟؟؟
دستم به قلم نمی رود
دلم به هیچ چیزخوش نیست!!!
این روزها شب را با ماه به شب نشینی می نشیم
و روز را می خوابم
چشمانم خسته است
صدای باد در همه جا می پیچد و
شاخه های درخت استراحت می کند را به هم می زند
همه چیز بر خلاف من است...
حتی تنهایی!!!

تـــو مــــرا
آنقــــدر آزردی ..
کــه خـودم کوچ کنــم از شهـــرت ..
بکنـــم دل ز دل چـــون سنگـــت ..
تـــو خیالـــت راحـــت ..
مــی روم از قلبـــت ..
می شــوم دورترین خاطــره در شــب هایــت
تــــو به من می خنـــدی ..
و به خــود می گــویــی:
بـــاز می آیــد و می ســوزد ــاز این عشــق
ولــــی ..
بـــر نمی گــــردم نـــه!
مــی روم آنجـــایـــی کــه دلــی بـــه هــر دلــی تـــب دارد ..
عشــق زیباســـت و حــرمـــت دارد ..
تـــو بمـــان ..
دلت ارزانـــی هــر کس که دلــش مثل دلـــت
ســـرد و بــی روح شـــده اســـت ..
سخـــت بیمـــار شـــده اســـت
تـــــو بمـــــان در شـــــــهرت!!!!
خوابیده بودم کابـوس میدیدم...
از خواب بلند شدم تا به آغوشـت پناه ببرم...
افســـــــوس...
یادم رفته بود که از نـبودنت به خـواب پناه برده بودم
...زمستون شده...
...هوا سرده...
...نمیخوام سرما بخورم...
...میترسم کسی نباشه بگه...
"باز که تو مراقب خودت نبودی"
هیچوقت نفهمیدم چرا...؟
درست همون کسی که فکر میکنی با همه فرق داره یه روز مثل همه تنهات میذاره
خیـــــلی حــــــرف اســـت...
کـــه تـــو هـــر روز در گلـــویـــت
خـــاری کُشــــنده احســـاس کنـــی
بـــرای کســـــی کـــه
حتّـــی یک بار در عمـــرش
بـــه خـــاطـــرِ تـــو حتـــی بغـــض هـــم نکـــرده اســـت....
ازین پس تنها ادامه میدهـم درزیر باران حتی به چتر هم جواب ردمیدهـم
میخواهم تنهاییم را به رخ این هوای دو نفره بکشـم...
"باران نبار من چتر دارم نه یار"
سلامتی اونی که میدونی هیچ وقت نمی تونی بهش زنگ بزنی ولی دلت نمیاد شمارشو از گوشیت پاک کنی
گاهی اونقد دلتنگ میشی که فقط میخای ببینیش.... حتی با یکی دیگه....
هر وقت گریه می کنم سبک می شوم...عجب وزنی دارد چند قطره اشک...
دمش گرم...باران را می گویم...
به شانه ام زد وگفت: خسته شدی....
امروز را تو استراحت کن من به جایت می بارم....
Power By:
LoxBlog.Com |